جوکستان
روزی معلمی به شاگرد خود گفت: از روی درس 10 بار بنویس!
روز بعد شاگرد
از روی درس شش بار نوشت. معلم به او گفت چرا از روی درس شش بار نوشتی؟!
شاگرد
گفت: بدبختی اینجاست که ریاضی مان هم ضعیف است!!!
معلم: چرا انشایی که درباره ی گربه نوشتی مثل انشای برادرته؟!
رضا: آقا
اجازه چون ما یک گربه بیشتر تو خونمون نداریم!!
سر درس دستور زبان معلم از شاگردش می پرسه: اگر تو الان بگی "از مدرسه خوشم
ميآيد"
این جمله دارای چه حالتیه؟
شاگرد میگه: حالت استثنايي!
پدر از پسرش پرسيد: امتحان رياضي امروزت چطور بود؟
پسر: يكي از جوابهام
غلط
بود.
پدر: معلمتون چند تا سؤال داده بود؟
پسر:پنج تا.
پدر: اين
خيلي
عاليه، پس بقيه سؤال ها رو درست حل كردي؟
پسر: نه دیگه، اصلا وقت نشد به
بقيه
نگاه كنم..!!
معلم: «سعيد، توجه كن! پنجاه تومان نخود، سي تومان
لوبيا و چهل تومان گوشت خريديم. جمعشان چقدر مي شود؟»
سعيد پس از كمي
فكر: «يك
كاسه آب گوشت حسابي!»
معلم: چرا در نوشتن انشا از پدرت كمك نمي گيري؟
دانش آموز: آخ اون از
دست شما
دلخوره!
معلم: از دست من، چرا؟
دانش آموز: چون شما هفته ی قبل به
انشاي اون
نمره بدي داديد!
معلم: رضاجان می تونی با حیدر یه جمله بسازی؟
رضا: بله آقا! رفتم در
خونه ی حیدر، هِی در زدم هِی در زدم، حیدر اومد، حیدر رو هم زدم!!
معلم: رضاجان با "تکراری" یه جمله بساز.
رضا: دیشب تلویزیون فیلم
سینمایی داشت!!
دبستان لاجوردی کاشان اهدایی خیر محترم آقای سید حسین لاجوردی در سال 1380 تاسیس گردیده و با همت همکاران محترم وضعیت مطلوبی در ابعاد آموزشی و تربیتی دارد.